یه روز خوب و دلچسب...یه بعدازظهر آفتابی...یک کافه ی بهاری پر از طعم دوستی...سرشار از تازه گی...اولین
دیدار گرم دراولین ماه بهاری...جای همه ی دوستانی که تو چمعمون نبودن خالی...به همین ساده گی...
چشم هاتون رو به دیدن عکس های کافه کوه فروردین 92 دعوت می کنم.

صبح خیلی خوشحال شدم دیدم مجید سر کار نمی ره و می خواد با من بیاد کافه کوه.مدت ها بود قولش رو بهم داده بود.فرزاد هم که مدرسه نداشت و تصمیم گرفتیم زودتر راه بیفتیم و کمی هم بیشتر بریم بالا..

دیدار با یه دوست خوب و یه همنورد قدیمی...تو همون جای قبلی ؛ یعنی کافه محمد تهرانی(خدا رحمتش کنه).ولی این بار در کنار علی تهرانی . بیست سالی می شد که همدیگه رو ندیده بودیم.پوران آبشاری؛دختر مرحوم آبشاری.خیلی خوشحالم که پوران رو بعد از سال ها پیدا کردم.با اومدنش خیلی خوشحالم کرد.

دوستان خوبم : علی , رویا , سوفیا و فرزاد(پسرم) ؛بالاخره طلسم کافه کوه اومدن این بچه ها شکست و خوشحالم کردن.

بالاخره مجید ما هم کافه کوهی شد.........هوراااااااااااااااااا:)بالاخره موفق شدم!امیدوارم اولین و آخرین بارش نباشه.

امروز حسین رضایی کاری کرد کارستون..تو عکس در حال آماده کردن مواد و وسایل لازم جهت پخش فیلم جیبیِ کافه کوهه (پاکِت فیلم) . کارش حرف نداشت .من که حسابی غافلگیر شدم.ایشالا هر چی از خدا می خواد بهش بده.پس تو کافه دی ماه حق داشتن بر و بچه هایی که سوار تله سیژ شدن . دستور کارگردان بود :)

حضار محترم در حال دیدن فیلم اولین سالگرد کافه کوه.این فیلم قراره تو اینترنت آپلود بشه و همه می تونن ببینن...بی نظیر بود.من به این فیلم در بخش نگاه نو و انتخاب تصاویر و انتخاب موزیک نمره ی بیست ..نه چهل.....نه صد می دم . 16 دقیقه ی که دیدنش یادآور لحظات و دقایق خوبی بود.گاهی نیم نگاهی به صورت حضار مینداختم آثار رضایت و یه لبخند زیبا رو می شد رو صورت همه دید.

و باز هم همه محو تماشای فیلم..شیدا(سنگنورد کوچک) چه نگاه دقیقی داره می کنه.

حسین رضایی داره در مورد پاکِت فیلم توضیحاتی می ده و ما دل تو دلمون نیس که حرفاش تموم شه و فیلم رو ببینیم:)

آقای بابازاده دارن در مورد مرحوم آبشاری(پدر پوران عزیز) و از خدماتی که به کوهنوردان کرده و از انسانیت و منش و خوبی های این بزرگوار صحبت می کنن . روحشون شاد .
از راست : حسین رضایی,دانیال(پسر پوران) , پوران , آقای حبیبی , آقای بابازاده.

آقای دکتر مساعدیان هم برای بار اول بود که به کافه کوه میومدن.همه خیلی ناراحت شدیم که چرا دفترچه های بیمه مونو نبرده بودیم که یه عکسی آزمایشی نوارمغزی چیزی برامون بنویسن:)

علی سعیدی طفل معصوم هم ایندفعه خودش دوربین نیاورده بود که بگیره راحت و آسوده سرِ جاش بشینه ولی نشد . زحمت خیلی از عکسا رو اون کشید . خودش دوست داره دیگه , چی کار می شه کرد ؛ انصافا" هم عکسای قشنگی می گیره.
کتابی هم که دستشه آقای بابازاده از طرف موءلف کتاب آقای محمود ملک زاده برای همه آوردن که توی این کتاب در 3 فصل اطلاعات کاملی در رابطه با منطقه یزد(جغرافیایی,منابع طبیعی,کوه و کوه نوردی,مسائل زمین شناسی و...)در اختیار خواننده قرار می گیره.

پانیذ ( همراه لیلا ) , آقا فرشید , مهناز, لی لی , لیلا و فرزاد .

یه کتابچه ی مصور هم توی کافه کوه ایندفعه داشتیم که مانی زحمت تهیه شو کشیده بود . اگه می دونستم مانی با دستِ پر به کافه اومده که پول چایی رو ازش نمی گرفتم ؛ بنده خدا هزار بار بهم گفت که من 5000 تومن دادما:))
از راست : المیرا , مانی , آقا پرویزِ بانشاط , لی لی .

جمع دوستان...

از چپ : مهناز , دانیال ( پسر پوران ) , خودم , لیلا , پانیذ , مجید . ایستاده : خانم موسیوند و آقا فرشید.

خانم موسیوند.از اعضای تیم اعزامی به آمریکا که با دوستش زهرا به کافه اومده بود.

طبق معمول........هر کی زود بره جایزه داره و این جایزه رو آقا پرویز می ده:)

غلط نکنم این بهرام داره آدم مهمی می شه . کاش کوله و کلاهشو می داد من باهاش کنار یه تخته سنگ عکس می گرفتم :)

آقای ادیب که ایندفعه با یه بسته ی پیشنهادی پر و پیمون به کافه کوه اومده بود که از اون استقبال خوبی شد , هادی(وبلاگ کوهنورد تنها) که دیدنش خاطره ی صعود ششم قلم توی همدان رو برام زنده کرد , مرتضی و آرام با حسن گلشون .

فرزاد در کنار دو بزرگوار ؛ آقای ثابتیان و آقای ستوده.

و اما...........و اما.......بهترین حسن ختامی که می تونست کافه کوه داشته باشه تولد لیلای عزیز بود . گرچه در نهایت ساده گی بود ولی فقط خواستیم که بهش یادآوری کنیم که خیلی برامون بارازشه و خیلی دوستش داریم.

و این هم عکس دسته جمعی.در آخر دوستان دیگه ای از کانون جوانان شهر تهران به ما ملحق شدن که تو عکس حضور دارن.
پ.ن 1: آقا فرشید طی نطق قرایی از همه ی وبلاگ نویسان , چه حاضر چه غایب , درخواست کردن که برای هر چه پربارتر شدن سایت کوه نامه( http://koohnameh.ir/)مدد و یاری برسونن . کما این که خیلی از دوستان در حال حاضر دارن این کار کوهنورد پسندانه رو انجام می دن.
پ.ن 2 : طبق معمول جای همه ی دوستانی که دوست داشتن بیان و نتونستن خالی بود .فکر کنم در مورد کافه کوه اومدن بشه این جمله رو گفت که : " خواستن توانستن است ."پس به امید دیدارتون .
پ.ن 3 : اردیبهشت ؛ ماه بهشتیِ همگی مبارک . این ماه دلپذیر رو برای رفتن و دل سپردن به طبیعت از دست ندین .برای همه آرزوی روزهایی خوب و خوش دارم.هر کوه و دشتی که رفتین جای منِ حقیر رو خالی کنین:)