کافه کوه شهریور 92
در پیچش گل,در زلف سنبل موی تو بینم
در نور مهتاب,در چهره ی گل روی تو بینم
با تار گیسو,با چشم جادو,آخر شکارم کردی
تا در جنونم افسانه سازی,افسون به کارم کردی
عاشق شدم من یک دل نه صد دل,
بر تو چو ماهی,گیسو سیاهی,ای جان فدایت
و در ادامه.....گزارشی مصور از کافه کوه و حضور گرم دوستان:

ابتدای مسیر پس قلعه با دوستانم:هزاری,سپیده,فاطمه ی عزیز که بار اول بود می دیدمش,علی.و هدرا و شبنم عزیز هم بودن که با تله سیژ رفتن بالا...بین خودمون 1000 نفر بمونه:)

دیداری دوباره با لی لی عزیزم که مستقیم از سر کار اومده بود و خیلی هم گرسنه بود و مهناز نازنین.

حضور سه بزرگوار پیشکسوت : آقایان نوری , ابراهیم نوتاش و مروتی.

سخنانی در مورد فعالیت ها و خدمات این سه بزرگوار به ورزش کوهنوردی بیان شد و همینطور ذکر خیری از آقای کاظم گیلان پورکه اولین مربی رسمی اسکی و کوهنوردی دهه ی 20 هستند که اخیرا" طی سفری که آقای ثابتیان و علیرضا مهنا و آقای نوتاش به فرانسه داشتند ایشون رو ملاقات کردند.
آقای گیلان پور در عین حال اولین کسی هستند که نگاه جدی و علمی به ورزش کوهنوردی داشت و سالیان سال سردبیر روزنامه کیهان ورزشی بودند.
در ادامه از آقای نوری بعنوان یکی از شاگردان آقای گیلان پور خواسته شد که برای دوستان کافه کوهی صحبت کنن.بخشی از صحبت های ایشون:
"اولین دوره ی کلاس های مربیگری کوهنوردی بر می گردد به سال 32 و 33.سال 36 دوره ی سوم کلاس ها برگزار میشود که از شاگردان به نام این دوره آقای میناسیان هستند.من در دوره ی چهارم آموزش دیدم."
آقای نصیری هم صحبت های آقای نوری رو با این توضیح کامل کردند که : "از تاریخ فعالیت های مقدماتی کوهنوردی ایران 70 سال می گذرد.صعود ها و غارنوردی های درخشان دهه 40 و 50 که در شرایطی بسیار سخت و بدون تجهیزات امروزی انجام شد حاصل پرورش و آموزش نسلی از کوهنوردانی است که توسط مربیان زبده ای همچون آقای نوری آموزش دیدند."
فکر می کنم این بحث می تونست ساعت ها ادامه پیدا کنه و صحبت های جذابی برای گفتن بود.مخصوصا" این که تاریخ گویان و افراد باتجربه ای حی و حاضر در جمع ما بودند و ما قرار نبود برای دسترسی به اون ها کیلومترها مسافت رو بپیماییم .ولی آنچه که صحبت رو کوتاه کرد ضیق وقت بود.امیدوارم باز هم بتونیم شاهد حضور این عزیزان در جمع خودمون باشیم.


امروز در کافه کوه تولد آقای ثابتیان و حسین رضایی و حسن هم جشن گرفته شد و کام هم باکیک و شیرینی شیرین تر شد.

شهریور, ماه تولد حسن عزیز هم هست.امیدوارم همیشه خوب و خوش و خندون باشه.
سرکار خانم ستوده (همسر آقای ستوده) هم امروز میهمان ویژه ی ما بودند. مشتاق دیدار ایشون بودم و
میم.الف رو هم که قبلا" زیاد تو کافه کوه دیدیمش(!)

عکس دسته جمعی

با تشکر ویژه از علی موسوی که خیلی بهش زحمت دادم برای انجام عمل خیر و پسندیده ی عکس برداری از محفل کافه کوه.انصافا" که عکسای قشنگی گرفت.وجودش مفید فایده بود:)
و با تشکر از حضور همه ی دوستان که ما رو مفتخر به دیدارشون کردند.ایندفعه میهمانان راه دور ما آقای خاکسار گرامی(از اهواز),هزاری(از خراسان جنوبی) و هِدِرا(از کرج) بودند که ما رو مفتخر به دیدارشون کردند.سپیده هم درسته کرمانیه ولی دانشجوی تهرانه.دوستانی دیگر هم به دلیل مشغله کار و تحصیل و درگیری پایان نامه نتونستن بیان:داش علی(وبلاگ دست های خدا) و توران عزیز که بیادشون بودم.
بعضی از همراهان همیشگی کافه کوه هم نیومده بودن که جاشونو خالی کردیم.مخصوصا" علی سعیدی که اینقدر دوست داشت کافه رو همیشه شلوغ ببینه امروز نبود که ببینه چه کافه ی پر و پیمونی داشتیم..جای لیلا صالحی عزیزم(وبلاگ کومالیا) هم خالی بود.می ترسم اسم ببرم و گله بار بیاد ولی جای آقای ادیبٍ عیالوار(!)هم خالی بود.به امید دیدار همه ی دوستان در کافه ی مهر ماه.
تابستان 92 بدروووووووووووووود................و سلااااااااااااااااااامی گرم به برگ ریزونِ پاییز..
با سلام وارادت فراوان خدمت دوستانی که از این به بعد افتخار آشنایی باهاشونو تو وبلاگم دارم.مدتهاست که تصمیم به راه اندازی یه وبلاگ داشتم ولی بنا به دلایلی(خوبه ما همیشه این بنا به دلایلی رو داریم...!!)این علاقه ی شخصی و بالقوه جامه ی عمل نمیپوشید.یا این جامه براش گشاد بود و یا رنگ و جنس و مدلش مناسب نبود.در هر صورت در واپسین روزهای اولین ماه فصل نوشدن اگه خدا باهام یار باشه و خودمم همت کنم دارم بسم الله شو میگم و راش میندازم.