گزارش صعود به پلوار توسط دوستانم در گروه کوهنوردی اماوند کرمان 18 مهرماه 92
طبق برنامه ریزی قبلی ساعت 12:45 روز پنج شنبه 18 مهر ماه برنامه ما برای صعود قله پلوار آغاز شد باگذرازجاده ماهان و پیمودن مسافتی خاکی ساعت 16:45 به روستای در بر میرسیم درآنجا با دوستانمان از گروه اوج رفسنجان که آنها نیز قصدصعود پلوار راداشتند دیداری کرده به علت کوتاهی طول روز و فنی بودن برنامه تصمیم گرفته شد که شب را در محل تابلو بگذرانیم وبعد از تقسیم وظایف حرکت خود را از یال روبرو آغاز کردیم .
رشته کوه "پلوار" با طولی نزدیک به یکصد و پنجاه کیلومتر از دره "درختنگان " کوهپایه آغاز گشته و در حوالی "ابارق" بم خاتمه می یابد. بلندترین قله رشته کوه پلوار قله "تنب" با ارتفاع 4233 متر می باشد. این قله از جبهه شرقی رشته کوه یعنی روستای "جوشان" به دلیل شباهت بسیار آن به دماوند در زمستان و بهار در میان کوهنوردان استان به دماوند کرمان شهرت یافته است. دیگر قلل منطقه پلوار عبارتند از 1- "گلچین" 4096 متر. 2- "ماچین" 3850 متر. 3- "جفتان" 3957متر. 4- "مهر گیاه" (قفس) 3713 متر. 5- "بیدوئیه" 3415متر. 6- "قبله" 3368متر. 7- کوه "سدو" 3363 متر. 8- "کافر کوه" 3193 متر. (برگرفته از کتاب کوههای استان کرمان نوشته جناب آقای زندی1389) بعد از اندکی راهپیمایی بقیه مسیر را در تاریکی شب وزیر نور مهتاب ادامه دادیم هوای خنکی بود و اندکی از خستگی راکم میکرد ساعت 7:15 به نزدیکی محل تابلو رسیدیم و به خاطر وسعت محل و صاف بودن آن همانجا را برای شب خواب انتخاب کردیم بعد از برپایی چادر ها بچه ها به استراحت پرداختند.ساعت بیدار باش 4 و حرکت ساعت 4:30 اعلام شد.مشغول استراحت بودیم که صدای دوستمان آقای محسن مددی از بیرون چادر به گوش رسید که به تنهایی عازم پلوار شده بود همه از دیدن محسن خوشحال شدیم محسن هم تصمیم گرفت چادرشو کنار چادرهای ما برپاکنه.ساعت 4:30 همه آماده صعود بودیم بعد از پیمودن یال روبرو و دور زدن سنگ بزرگی وارد مسیر پاکوب میشویم به علت دیواره ای و خطرناک بودن مسیر و جلوگیری از گم شدن در طول مسیر سنگ چین های متعددی دیده میشود که راهنمای خوبی برای صعود است بعد از طی مسافتی و عبور از چند محل دست به سنگ که با احتیاط کامل انجام گرفت در
سمت چپ ما "دیواره مهرداد" قرار دارد که به یاد "مهرداد قلی زادگان" که در اثر ناراحتی قلبی در سال 63 در مسیر این قله جان باخت نامگذاری شده به پل صراط رسیدیم. این مسیر باید با احتیاط زیادی طی شود زیرا به علت برخورد دو توده گرم و سرد در شرق و غرب، جریانهایی نسبتاً شدید از باد را به بوجود می آورد بعد از عبور از پل صراط برای استراحت و خوردن صبحانه توقف کردیم 30 دقیقه استراحت و دوباره راه صعود را در پیش گرفتیم.
سپس به محل جان باختن چهار تن از کوهنوردان کرمانی که در زمستان 76 گرفتار طوفان و بوران شده بودند رسیدیم تیم با حرکتی یکنواخت و منظم به راه خود ادامه میداد تا به شیب زیر قله رسیدیم در اینجا خانم هورآگین که با انگیزه وتلاش فراوان تا به اینجا رسیده بود پایین شیب قله به استراحت پرداخت و بقیه تیم با سرعتی یکنواخت و منظم عازم قله شدند ساعت 9:45 بر فراز قله 4233 متری پلوار بودیم که همراه با شادمانی بچه ها بود

بعد 30 دقیقه استراحت و خوردن تنقلات و آموزش جهت یابی با باتون راه پایین رادر پیش گرفتیم راه برگشت همان مسیر رفت می باشد و به دلیل دست به سنگ بودن باید با احتیاط بسیار پیموده شود ساعت 14 به تابلو رسیدیم که به دلایل طبیعی از جا در آمده و افتاده بود که با همت همنوردان اماوند و اوج رفسنجان دوباره در جای خود افراشته شد.
سپس به محل چادرها رسیدیم بعد از خوردن نهار و جمع کردن چادرها راه فرود رادر پیش گرفتیم ساعت 16:30 به پایین کوه رسیدیم. در پایان از آقای برجی از گروه فراز بم که راهنمای ما در این برنامه بودند و آقای امیرایزدی جلودار که با گام برداریهای منظم و صحیح خود صعودی خالی از خستگی را میسر کردند و آقای امین ایرانمنش عقب دار صبور که مرا در این برنامه یاری کردند تشکر کنم.
حاضرین در برنامه
آقایان : برجی ،برایی نژاد،عارفی (مهمانان از گروه فراز بم) سیاوش بیجاری (مهمان از بیرجند) آقای سعیدی (مهمان از رفسنجان)
خانم ها : مهری شیرنژاد،مژگان گلستان،ثمینه هورآگین،زینب یوسفی پور (سرپرست)
آقایان : ناصرابراهیم پور ،امین رضایی،امیر ایزدی،حمید سعیدی ،امین ایرانمنش،کاوه آپرناک،امین اشرف گنجویی
گزارش:زینب یوسفی پور
عکسها از :سیاوش بیجاری-مژگان گلستان





پ.ن : با سپاس و خسته نباشید به دوستانم.
نظر من در قسمت کامنتینگ سایت اماوند : يعني هزار بار هم گزارشي از صعود پلوار بخونم خسته نمي شم و برام تكراري نيس...تا آخر عمرم صعود زمستوني سال ٧٠ رو با بچه هاي خوب و باصفاي گروه واعظي زاده از ياد نخواهم برد،،،،همچين حك شده تو مغز و روح و جسم و جونم كه با هر چيم بيفتم به جونش پاك نميشه،نمي خوامم پاك بشه.با خاطراتش زندگي مي كنم......به دوستان خوبم هم خسته نباشيد ميگم.علي الخصوص دوستاي گل اماونديم.با اجازتون اين گزارش زيبا رو با ذكر اسم ميذارم تو وبلاگم.
زنده و پاينده باااااااااااااا د هر كي كه رفته "پلوار"....هرطو ر شده يه بار ديگه بايد برم.به قلبم قول دادم؛)
با سلام وارادت فراوان خدمت دوستانی که از این به بعد افتخار آشنایی باهاشونو تو وبلاگم دارم.مدتهاست که تصمیم به راه اندازی یه وبلاگ داشتم ولی بنا به دلایلی(خوبه ما همیشه این بنا به دلایلی رو داریم...!!)این علاقه ی شخصی و بالقوه جامه ی عمل نمیپوشید.یا این جامه براش گشاد بود و یا رنگ و جنس و مدلش مناسب نبود.در هر صورت در واپسین روزهای اولین ماه فصل نوشدن اگه خدا باهام یار باشه و خودمم همت کنم دارم بسم الله شو میگم و راش میندازم.