کافه کوه از آن ما و همه است،به "یغما" نه بگوییم!
خیلی تأکید و اصرار داشتیم به اینکه برای کافه کوهمون حد و مرزی تعیین نکنیم و خط و نشونی نکشیم و اونو توی قالب و چهارچوبی قرار ندیم.چون می خواستیم چیزی باشه متعلق به همه و برای هر کسی که دوستش داره و فکر می کنه اونجا می تونه جایی باشه برای دوستی و همدلی های بیشتر و "کافه کوه" در این مورد آخر خیلی خوش درخشید و موفق عمل کرد.
ولی اکنون که صحبت از به "یغما" بردن نام "کافه کوه" شده شاید لازم می بود که قدرشو بیشتر بدونیم و بیشتر هواشو داشته باشیم...شاید کم کاری کردیم در حقش و در حق حفظ نامش و شاید بعد از این بیشتر باید در مورد خطرات و تهدیدهایی که در کمین کافه کوهه صحبت بشه.
نه نیاز به نشکیل کمپین هست و نه فراخوان...برای هر کسی که حداقل یک بار پاش به کافه کوه باز شده و یا دوستان عزیزی که همیشه پیگیر اخبار و گزارش ها و عکس های کافه کوه هستند واضح و مبرهنه که "کافه کوه" قوانین نانوشته ای داره و همه بدون اینکه بخواهیم و یا کسی مجبورمون کرده باشه خودمون رو ملزم به احترام به اون می دونیم.در این یک سال همه آموختیم که به اخلاقیات احترام بگذاریم و میخوام اسمشو بذارم وجدان کافه کوهی.
پس بدانیم و آگاه باشیم که :
کافه کوه از آن ماست و عزیزش می داریم..........
زهد من با تو چه سنجد که به یغمای دلم
مست و آشفته به خلوتگه رازآمده ای ؟
با سلام وارادت فراوان خدمت دوستانی که از این به بعد افتخار آشنایی باهاشونو تو وبلاگم دارم.مدتهاست که تصمیم به راه اندازی یه وبلاگ داشتم ولی بنا به دلایلی(خوبه ما همیشه این بنا به دلایلی رو داریم...!!)این علاقه ی شخصی و بالقوه جامه ی عمل نمیپوشید.یا این جامه براش گشاد بود و یا رنگ و جنس و مدلش مناسب نبود.در هر صورت در واپسین روزهای اولین ماه فصل نوشدن اگه خدا باهام یار باشه و خودمم همت کنم دارم بسم الله شو میگم و راش میندازم.